آموزش حقوق جزای عمومی 1 محمد علی اردبیلی

مقدمه
جرم در معنای عام: فعل یا ترک فعل انسان است که جامعه آن را به دلیل اخلال در نظم اجتماعی به قید ضمانت اجرای کیفری منع کرده است.

آموزش حقوق جزای عمومی 1

نکته 1
جرم یک واقعیت انسانی و اجتماعی است در نتیجه پدیده جنایی، پدیده ای پیچیده است.

نکته 2
جرم حاکی از تعارض میان انسان و جامعه است و واکنش اجتماعی را عليه بزهکار برمی انگیزد.

نکته 3
مبارزه علیه جرم در هر زمان و مکان تغییر می کند. در نتیجه تحول واکنش جنایی علیه پدیده جنایی انکارناپذیر است.

گفتار نخست: پدیده جنایی و علل آن

آشنایی با چند اصطلاح جهت بررسی آماری و مفهومی پدیده جنایی:

بزهکاری ظاهری: تعداد مرافعات کیفری در زمان و مکان معین با آگاهی از شکایت ها، اعلام جرمها به نیروهای انتظامی و ضابطين.

بزهکاری قانونی: تعداد محکومیت هایی در زمان و مکان مفروض که از دادگاهها صادر شده است.

مفهوم مجرد حقوقی از پدیده جنایی: بررسی رفتار ضداجتماعی (جرم یا بزه) که اغلب در حقوق جزا انجام می گیرد.

واقعیت انسانی و اجتماعی پدیده جنایی: توجه به انسان بزهکار و حالت خطرناک او که اغلب در جرم شناسی انجام می گیرد.

دانشجو پس از مطالعه این قسمت یاد خواهد گرفت:

پدیده جنایی را با مفهوم مجرد قانونی تعریف و آثار آن را بیان نماید.

پدیده جنایی را با توجه به واقعیت انسانی و اجتماعی تعریف و آثار آن را بیان نماید.

جنبه های قانونی واکنش اجتماعی را بیان و صورتهای مبارزه علیه بزهکاری را بیان نماید.

جنبه های علمی واکنش اجتماعی را از طریق بیان رابطه حقوق کیفری با رشته های حقوقی دیگر، اخلاق، فلسفه بیان نماید.

تحکیم علمی حقوق کیفری را از طریق بیان ارتباط با علوم انسانی و اجتماعی (علوم جرم یابی، جرم شناسی) بیان نماید.

تحول واکنش اجتماعی علیه پدیده جنایی در دوران نخستین دوره انتقام جویی، دادگستری خصوصی، دادگستری عمومی را بیان نماید.

تحول حقوق کیفری در پرتو اندیشه های دیرین (مکتب اسلام، عدالت مطلق، اصالت سودمندی، نئوکلاسیک) بیان نماید. ۸.

تحول حقوق کیفری در پرتو اندیشه های معاصر (مکتب اصالت تحصل، اصالت عمل، دفاع اجتماعی جدید، پسادفاع اجتماعی جدید بیان نماید.

حقوق جزای عمومی 1 محمد علی اردبیلی

 

دانلود پرسشنامه خود ناتوان سازی تحصیلی

خودناتوان‌سازی، اصطلاحی است که از دهه ۱۹۶۰ در روانشناسی مطرح شده و به رفتاری گفته می‌شود که فرد آگاهانه یا ناخودآگاه، مجموعه ای از عملکردها را انتخاب می‌کند تا شکست خود را به عوامل بیرونی و موفقیت را به عوامل درونی نسبت دهد. به عبارت دیگر، فرد با استفاده از این راهبردها، خود را قربانی شرایط می‌داند نه ناتوانی‌های شخصی.

 

برگلاس و جونز، از اولین پژوهشگران این حوزه، معتقدند که این رفتارها می‌توانند به تضعیف عملکرد فرد منجر شوند، زیرا او با اجتناب از پذیرش مسئولیت عملکردش، در واقع بهانه‌ای برای شکست‌های احتمالی خود فراهم می‌کند. تایلر نیز بر این باور است که در موقعیت‌هایی که توانایی افراد بالا ارزیابی می‌شود، تمایل به خودناتوان‌سازی بیشتر می‌شود.

 

در سال‌های اخیر، پژوهشگران به نقش خودناتوان‌سازی در موانع پیشرفت تحصیلی توجه ویژه‌ای داشته‌اند. برگلاس و جونز این پدیده را به عنوان سازوکاری برای حفظ عزت نفس در مواجهه با تهدیدات احتمالی تعریف می‌کنند. به این معنا که فرد با استفاده از این راهبردها، فرصت‌های بیشتری برای توجیه شکست‌های خود پیدا می‌کند و در صورت موفقیت، احساس غرور و رضایت بیشتری خواهد داشت.

 

به طور خلاصه، خودناتوان‌سازی شامل هر فعالیتی است که فرد برای توجیه شکست‌های احتمالی و حفظ عزت نفس خود به کار می‌گیرد. این رفتار می‌تواند عواقب منفی بر عملکرد و پیشرفت فرد داشته باشد